تبليغاتX
نخستین عشق

**به او عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید،چرا که خدا نخستین عشق است**

من خدا را دارم ...

کوله باری بر دوش ...

سفری بی پایان...

سفری بی همراه ...

گم شدن تا ته تنهایی محض ..

 

سازکم با من گفت :

هر کجا لرزیدی

از سفر ترسیدی

تو بگو از ته دل :

" من خدا را دارم "

 من و سازم چندیست ، که فقط با اوییم ...

+ تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 2:10 نويسنده الهـــام |

زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند !!!

+ تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 3:8 نويسنده الهـــام |

پرسيدم : بارالها ، چه عملي از بندگانت تو رابه تعجب وا ميدارد ؟

پاسخ آمد : اينكه تمام كودكي خود را در آرزوي بزرگ شدن به سر مي بريد و

دوران پس از آن را در حسرت بازگشت به كودكي مي گذرانيد....

اينكه سلامتي خود را فداي مال اندوزي مي كنيد و سپس تمام دارائي خود را

صرف بازيابي سلامتي مي نمائيد..... اينكه شما به قدري نگران آينده ايد كه

حال را فراموش مي كنيد ، در حالي كه نه حال را داريد و نه آينده را .. !!

اينكه شما طوري زندگي مي كنيد كه گوئي هرگز نخواهيد مرد و چنان گورهاي

شما را گرد و غبار فراموشي در بر ميگيرد كه گوئي هرگز زنده نبوده ايد....

پرسيدم : چه بياموزيم ؟ پاسخ آمد : بياموزيد كه مجروح كردن قلب ديگران

بيش از دقايقي طول نمي كشد ، ولي التيام بخشيدن آن به سالها وقت نياز دارد...

بياموزيد كه هرگز نمي توانيد كسي را مجبور به دوست داشتن خود بكنيد ،

زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آينه اي از كردار و اخلاق خود شماست !!

بياموزيد كه هرگز خود را با ديگران مقايسه نكنيد از آنجا كه هر يك از شما به

تنهائي و بر حسب شايستگي هاي خود مورد قضاوت و داوري ما قرار ميگيريد...

بياموزيد كه دوستان واقعي شما كساني هستند كه با ضعفها و نقصان هاي

شما آشنايند و ليك شما را همان گونه كه هستيد دوست دارند... بياموزيد

كه داشتن چيزهاي قيمتي و نفيس به زندگي شما بها نمي دهد ، بلكه

آنچه با ارزش است بودن افراد بيشتر در زندگي شماست... بياموزيد كه ديگران

را در برابر خطا و بي مهري كه نسبت به شما روا مي دارند مورد بخشش خود

قرار دهيد و اين عمل پسنديده را با ممارست بيشتر در خود تقويت نمائيد...

بياموزيد كه دو نفر مي توانند به يك چيز يكسان نگاه كنند ولي برداشت آن

دو از آن ، هيچگاه يكسان نخواهد بود... بياموزيد كه توانگر كسي نيست كه

بيشتر دارد بلكه آن است كه خواسته هاي كمتري دارد...

+ تاريخ سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 1:48 نويسنده الهـــام |

آسمان را بنگر كه هنوز بعد صد ها شب و روز

مثل آن روز نخست گرم و آبي پر از مهر به ما مي خندد

يا زميني را كه دلش از سردي شب هاي خزان

نه شكست و نه گرفت بلكه از عاطفه لبريز شد و

نفسي از سر اميد كشيد و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد

 زير پاهامان ريخت تا بگويد كه هنوز پر از امنيت و احساس خداست .

ماه من غصه چرا !!!

تو مرا داري و من هر شب و روز آرزويم همه خوشبختي توست

ماه من دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن

كار آن هايي نيست كه خدا را دارند

ماه زیبای من خدا را داریم

ماه من غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد

يا دل شيشه اي ات از لب پنجره ي عشق، زمين خورد و شكست

با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن و بگو با دل خود 

كه خدا هست خدا هست او هماني است كه در تارترين

لحظه ي شب راه نوراني اميد نشانم مي داد او هماني است

 كه دلش مي خواهد همه زندگي ام غرق شادي باشد

ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد

معني خوشبختي، بودن اندوه است

اين همه غصه و غم، اين همه شادي و شور

چه بخواهي و چه نه، ميوه ي يك باغ اند

 همه را با هم و با عشق بچين ولي از ياد مبر پشت

 هر كوه بلند سبزه زاري است پر از ياد خدا

و در آن باز كسي مي خواند

كه خدا هست خدا هست و چرا غصه؟

پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا !

و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست

چرا غصه ؟! چرا؟

خدا هست...

+ تاريخ شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 2:31 نويسنده الهـــام |

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها

ای تدبیر کننده روز  و  شب

ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر

حال ما را به بهترین حال دگرگون کن

 

 سال نو  بر  شما مبارک

+ تاريخ دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 2:50 نويسنده - |